۳ مطلب با کلمهی کلیدی «امام زمان» ثبت شده است
امام صادق} و انتظار حضرت حجَّتأ
آیتالله محمد ناصری شامگاه پنجشنبه در درس اخلاق ماه مبارک رمضان با
اشاره به حضور حضرت صاحبالامر(عج) در اجتماع و میان مردم جامعه اظهار کرد: غیبت صاحبالزمان(عج)به
معنای غایب شدن و حضور نداشتن نیست، بلکه به معنای حضور داشتن ولی ناشناس بودن در
جامعه است.
آیتالله ناصری حالت
انتظار را در قالب ذکر یک نمونه بیان کرد و گفت: بر
اساس حدیثی که یکی از یاران خاص حضرت صادق(ع) نقل کرده، میتوان دید حضرت صادق(ع)
که در شمار منتظران ظهور قرار داشتهاند، چگونه بیتابانه اشک میریخته و انتظار
ظهور را در دل داشتهاند.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین روایت، روزی مفضّل بن عمر، ابوبصیر، ابان بن تغلب و
سدیر، که هر 4 تن از یاران ویژه حضرت صادق(ع) و در شمار فداییان ولایت بودهاند،
به محضر آن حضرت میآیند و آن حضرت را در لباسی با آستین هایی تقریباً کوتاه و
بدون یقه و سینهای باز مییابند که بر روی خاک نشسته و به شدّت گریه میکنند و
این سخنان را بر زبان میرانند که ای سرور من! غیبت
تو بر گرفتاریها و ناراحتیهای من افزوده است، گمان نکنم اشک چشمم خشک شود و ناله
سینهام فرو نشیند.
استاد اخلاق حوزه
علمیه اصفهان در بیان این واقعه تصریح کرد: سدیر
با دیدن این حالت، ناراحت میشود و از آن حضرت میپرسد که یابن رسول الله! چه مطلبی
برای شما پیش آمده که این گونه منقلب و ناراحت هستید که آن حضرت، آهی کشیده و پاسخ
میدهند "امروز صبح در کتاب جفر اکبر نظر میکردم که به مسائل مربوط به خاتمالأوصیا
رسیدم، دیدم این بزرگوار چه مقامی نزد حضرت حق دارند و چه اندازه غیبتشان طولانی
میشود و چقدر باید ناراحتی اجتماعات را تحمّل کنند، چقدر بندگان خدا از دین حق
دست شسته و از آن خارج میشوند و من از حالات آن حضرت در روزگار غیبت منقلب شده بیاختیار
اشک چشمم جاری شده است.
وی خاطرنشان کرد: تحلیل کوتاه این حدیث شریف، نشان میدهد آن حضرت با فرزند زاده
بزرگوارشان سنخیت کامل دارند، در طلب رفع مشکلات ایشان هستند و از آنجا که ایشان
در بالاترین حدّ ممکن، پیراسته از آلودگیها هستند، نمیتوانند به وضعیت موجود
راضی باشند بنابراین بیاختیار در سلک منتظران آن حضرت قرار گرفته و اشک از
دیدگانشان جاری میشود.
۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۶:۴۳
۰
۰
سربازان گمنام
آه از جمعه بی تو گله دارم آقا...
ای
التماس و خواهش بالا، دوازده !
ظهر
اذان عقربه ی ما، دوازده!
من حقم
است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله
هم نساخته ام با دوازده
با چند
نمره باشد اگر رد نمی شوم ؟
یک ،دو
،سه،هفت،هشت،نه آقا دوازده
بی تو
تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره
ی قبولی دنیا، دوازده اللهم
عجل لولیک الفرج
۲۱ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۳۵
۰
۰
سربازان گمنام
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جاده سهشنبه شب قم
شروع شد
آیینه خیره شد به منو،
من به آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم
شروع شد
خورشید ذرهبین به
تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم
شروع شد
وقتی نسیم آه من از
شیشهها گذشت
بیتابی مزارع گندم
شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب؟!
هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم
شروع شد
از فال دست خود چه
بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع
شد...
در سجده توبه کردم و
پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم
... شروع شد
۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۵۳
۰
۰
سربازان گمنام