آه از جمعه بی تو گله دارم آقا...
ای
التماس و خواهش بالا، دوازده !
ظهر
اذان عقربه ی ما، دوازده!
من حقم
است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله
هم نساخته ام با دوازده
با چند
نمره باشد اگر رد نمی شوم ؟
یک ،دو
،سه،هفت،هشت،نه آقا دوازده
بی تو
تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره
ی قبولی دنیا، دوازده اللهم
عجل لولیک الفرج
۲۱ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۳۵
۰
۰
سربازان گمنام
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جاده سهشنبه شب قم
شروع شد
آیینه خیره شد به منو،
من به آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم
شروع شد
خورشید ذرهبین به
تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم
شروع شد
وقتی نسیم آه من از
شیشهها گذشت
بیتابی مزارع گندم
شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب؟!
هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم
شروع شد
از فال دست خود چه
بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع
شد...
در سجده توبه کردم و
پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم
... شروع شد
۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۵۳
۰
۰
سربازان گمنام