هیئت، باید بیانگر سیاست‌های اسلام باشد حال اگر آمدیم و هیئت از سیاست جدا شد در حقیقت هیئت از دین جدا شده و اگر دین جدا شد می‌شود همان سکولار و عملا جدایی دین از دین/مگر حرف هیئت‌ها نان و آب بوده که امروز بگوییم الحمدلله حکومت دست خودمان است و دیگر تمام شد.... پایگاه خبری انصارحزب الله- در گذشته‌های نه چندان دور در تاریخ معاصر و قبل از به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی ایران، جلسات مختلفی در مکان‌های مختلف و در خاک ایران با بهانه‌‌های مختلف مذهبی برگزار می‌شد.اما بر کسی و حتی رژیم شاه پوشیده نبود که در کنار این برنامه‌های مذهبی و بعضا عزاداری اهداف سیاسی و انقلابی و در کنار آن آماده نگه داشتن اذهان عمومی به منظور مقاومت در برابر تهاجم فرهنگی، نهفته است. انقلابیونی که اصلا اجازه تحرکی نداشتند به بهانه مراسم‌های مذهبی اهداف خود را دنبال می‌کردند که این امر با توجه به اینکه هدف نهایی زنده نگه داشتن پرچم اسلام بود نه تنها قابل ملامت نبود بلکه جای تحسین هم داشت.اما زمانی در کوچه پس کوچه‌های شهرهای مختلف ایران برپا نگه داشتن مراسم‌های عزاداری هم ممنوع بود، گرچه حتی برای رژیم ظالم شاه نیز مسجل بود که این مراسم‌ها تنها به منظور عزاداری برگزار می‌شود.در هر صورت انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید اما این یادگاری برای هیئات و جمع‌های مومنین باقی ماند که همواره در مراسم عزاداری و هیئت‌های مختلف از اسلام سیاسی یادی کنند، حتی در ایامی که آزادانه می‌توانند عزاداری کنند و برای پیشرفت انقلاب اسلامی تلاش کنند.با نگاهی به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری در جمع اعضای مرکزی هیئت رزمندگان اسلام، درباره این موضوع به اهمیت بدون چون و چرای این مسئله می‌رسیم.ایشان در این جلسه فرمودند: هیئتها نمی‌توانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است، یعنی علاقه‌‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزاداری مراقب باشد که مبادا وارد مباحث اسلام سیاسی بشود، این غلط است. البتّه معنای این حرف این نیست که هر حادثه‌‌ سیاسی در کشور اتّفاق می‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّی - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایی هم همراه باشد؛ نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام، خطّ مبارکی که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقی گذاشتند، اینها بایستی در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد.این سخنان نشان دهنده این است که مانند بسیاری از مسائل نباید در این رابطه افراط و تفریط کرد. اخیرا در دعواهای سیاسی و غیر سیاسی مشاهده می‌کنیم که گروهی مداحان و دست اندرکاران هیأت‌های مختلف را ملامت می‌کنند که چرا در مراسم روضه‌خوانی و عزاداری بحث‌هایی مربوط به مسائل سیاسی مطرح می‌شود و از طرفی هم بعضا شاهد هستیم که مداحان با انتقاد مستقیم از اشخاص مختلف سیاسی از مراسم‌ها برای نقد مستقیم یک تفکر سیاسی استفاده می‌کنند که بعضا می‌تواند این مسئله افراط لقب بگیرد.در همین رابطه، حجت‌الاسلام مهدی طائب، مدرس حوزه و دانشگاه در گفت و‌گو با یالثارت، با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در جمع اعضای هیئت رزمندگان اسلام، گفت: اینکه ایشان فرمودند هیئت‌ها نباید سکولار باشند، باید معنا کنیم که مگر می‌شود هیئت‌هایی که برای امام حسین (ع)، تشکیل می‌شود، سکولار باشند.در حقیقت حضرت آقا به یک مطلب بسیار ظریفی اشاره دارند، یعنی این مطلب پرده از یک مطلب دیگر برمی‌دارد و آن این است که حضرت امام(ره) فرمود دیانت ما عین سیاست ماست.یعنی دینی که از سیاست جدا بشود آن دین، دین اسلام نیست بلکه یک دین از درون تهی شده است که نه به درد دنیا می‌خورد و نه به درد آخرت.وی افزود: اگر پیامبر اکرم(ص) را در نظر بگیریم ایشان دینی را که آوردند، مردم را در یک مسیری قرار می‌دهد که در این مسیر به کمال برسند، مسیری که در آن حکومت پیامبر(ص)، اطاعت از دستوارات ایشان، نبرد با کفار، اجرای حدود و دیات وجود دارد، یعنی سیاست در ذات این دین است و تفکیک ناپذیر است.این استاد حوزه و دانشگاه، با برشمردن خصوصیات یک هیئت، گفت: هیئت مجموعه‌ای است که دور هم جمع شده‌اند تا آن دینی که حضرت اباعبدالله الحسین(ع) برای حفظ آن جان فدا کردند، این دین را حفظ کنند و پیام عاشورا که پیام دین است را زنده نگه دارند و به مردم برسانند.حال اگر آمدیم و هیئت از سیاست جدا شد در حقیقت هیئت از دین جدا شده و اگر دین جدا شد می‌شود همان سکولار و عملا جدایی دین از دین. بنده نمی‌خواهم بگویم جدایی دین از سیاست. بنابراین اگر هیئت حتی غیر مستقیم به سیاست اسلام نپردازد، این در حقیقت دین را توسعه نمی‌دهد. اما در این بعد که هیئت باید بیانگر سیاست‌های اسلام باشد.فرض کنید منبری نیمی سیاسی و نیمی از آن غیر سیاسی باشد، که این معنایی ندارد حتی نمازانسان را که بخواهیم توضیح دهیم، هم سیاسی توضیح داده می‌شود و هم عبادی.طائب در ادامه خاطر نشان کرد: از طرفی دیگر مقام معظم رهبری فرمودند در جریان‌ها وارد نشوید، تعیین مصادیق مورد نظر در امر سیاست، یعنی اکنون ما بیاییم بگوییم که مثلا فلان نکته سیاسی اسلام را یک شخصی می‌تواند اجرا کند که این امر در حد تعریف اسلام نیست. البته نمی‌خواهم بگویم که هیئت‌ها به صورت مطلق وارد این مسائل نمی‌شوند؛ چرا که گاهی اوقات فردی توسط ولی فقیه در مسئولیتی قرار داده می‌شود و همه می‌فهمند که باید از آن شخص حمایت شود و این وظیفه هیئت‌ها است که آن فرد را تبلیغ و حمایت کنند اما این غیر از این است که در امر سیاست مسئله‌ای را خودمان تشخیص دهیم و مثلا شخصی امروز برای اسلام خوب است و ما بیاییم هیئت را در پشت سر او قرار دهیم. این مصداقی کردن، اتصال عالمانه به منبع وحی و یا کسی که حجت است از طریق وحی، باعث تخریب هیئت می‌شود و در حقیقت این امر هدف هیئت نیست و غیر از این است که ما تبیین سیاست اسلام را داشته باشیم. ما وقتی تبیین سیاست اسلام را انجام می‌دهیم، حجت داریم اما وقتی که وارد مصادیق می‌شویم، حجتی نداریم و تنها خودمان حضور داریم که در چنین صورتی ما حق نداریم در هیئت‌ها حرف خودمان را بزنیم؛ چرا که باید در این جمع‌ها حرف اسلام را بزنیم، تجربه هم نشان داده است که وقتی هیئت‌ها به طور غیر مرتبط با حجت زمان وارد مصادیق شدند هم هیئت تخریب شده و هم هیئتی‌ها و در حقیقت زدگی ایجاد خواهد شد. به همین جهت تابلوی بسیار زیبایی توسط رهبری برای هیئتی‌ها ترسیم شد و فرمودند: هیئتی هیئت اسلامی است که مبین اسلام با همه ابعادش باشد.عاشورا اسلام است با همه ابعادش و هیئت‌ها با نام اباعبدالله الحسین(ع) برپا می‌شود اگر چه همه ائمه اینگونه بودند، حضرت علی(ع)، آقا امام حسن(ع) و سایر ائمه به همین منظور هیئت‌هایی که به منظور میلاد ائمه و شهادت آنان برپا می‌شود و در آن هدف توضیح شخصیت این بزرگواران است، که آن شخصیت عین قرآن است، که حضرت فرمود: اِنّی تارِکٌ فیکُمْ الثِّقلَینِ کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی اَهْلِ بَیتی، محال است این دو از هم جدا شوند، ما وقتی حضرت بقیه‌الله را توضیح دهیم انگار قرآن را توضیح دادیم.قرآن یک کتاب جامعی است که می‌خواهد انسان را از این دنیا برای رسیدن به آخرت بهتر عبور دهد و همه جوانب آن را گفته است که مطابق فرمایش امام هم می‌شود که فرمودند: سیاست عین دیانت است.هیئت باید این بحث‌ها را مطرح کند و هرچه که می‌گوید باید متصل به حجت زمان خود باشد.وی ادامه داد: اگر جایی برای همه هیئت‌ها قطعی شد و این مصداق متصل به حجت زمان است، گفتن آن وظیفه محسوب می‌شود و این مسئله دیگر به منزله ورود به جناح بازی و یا خط بازی نیست، اما اگر جایی احراز نکرده که این مصداق که می‌خوهد درونش وارد شود این امر اتصال به حجت زمان دارد و یا اینکه احرازش احراز شخصی است، نه احراز اجماعی، که در این صورت این احراز، می‌شود ورود بدون حجت و کار بدون دلیل و بدون استناد به حجت زمان که هیئت را تخریب می‌کند و شرعا هم جایز نیست. که ما نباید وقت مردم و وقت و امکانات هیئت‌ها را در این زمینه مصرف کنیم که این تابلوی ترسیم شده یک تابلوی بسیار زیبا است.استاد حوزه و دانشگاه درادامه گفت: مصداق بارز این قضایا و این دخالت‌ها تقریبا با توجه به تجربه‌ای که در طول زمان انقلاب تا کنون داشتیم در سه مورد به وجود می‌آید؛ اول زمانی که در کشور انتخابات داریم نظیر انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخابات خبرگان، ریاست جمهوری و یا شوراها که در این مقاطع زمینه ورود مصداقی به وجود می‌آید، به این مسئله مبتلا می‌شویم. مورد دوم جایی است که افرادی رای آوردند و بر مسند‌ها هم قرار گرفتند که به اعتقاد ما نیاز به یک طرفداری‌هایی دارند. مورد سوم جایی است که این افراد بر مسند کار قرار گرفتند و به اعتقاد ما باید به آنها حمله کنیم که در این سه مورد است که مسائل مصداقی به وجود می‌آید که در این شرایط بحث حزب و گروه و دسته مطرح می‌شود. تجربه نشان داده است که ما در چنین مواردی هرکجا احراز حجت کردیم و تقریبا اجماعی بوده و به آن ورود کردیم ضرری نکردیم و به وظیفه خود در هیئت عمل کردیم،اما هرجایی که اشخاص سلیقه‌های خود را مطرح کردند (سلیقه در برابر رأی اجماعی به کار ‌برده شد) مبنی بر اینکه شخصی به دلیل خوبی‌هایی که دارد باید در هیئت نام برده شود و حمایت شود و یا به دلیل کج‌روی‌هایی که دارد باید به آن حمله کنیم،در چنین شرایطی که هیچ اجماعی وجود نداشته و اگر چنین مسئله‌ای را به مداح دیگری گفته می‌شد، آن مداح می‌گفت این مسئله ایرادی ندارد، تجربه ثابت کرده که دخالت در چنین شرایطی که حجت کامل نبوده و مسئله اجماعی نبوده، هم هیئت شکسته شده و هم خودمان. بنا براین شاخص ما حجت زمان است، یعنی اگر در مطلبی اکثر هیئتی‌ها به اجماع رسیدند(اینکه می‌گویم هیئتی‌ها یعنی همه افراد حزب‌اللهی) و برایشان احراز شد که به دلیل اجماع اکنون نظر حجت زمان حول یک محور خاص است، دیگر این مسئله گروهی محسوب نمی‌شود.طائب ادامه داد: برای مثال در شرایطی که اسلام توسط شخصی در خطر قرار گرفته است همه فریاد می‌زنند و افشاگری می‌کنند.در اینجا یک شاخص قابل طرح است که اگر واقعا در موردی و در مصداقی احراز کردیم که نظر حجت زمان این است که مصداقی باید تقویت شود و یا مصداقی به دلیل مضر بودن برای اسلام باید افشاگری شود، اگر این را به شکل اجماعی فهمیدیم می‌توانیم حرف بزنیم اما اگر اجماعی نیست و نظر خودمان است مفید نیست؛ حتی اگر بعدا همه به این نتیجه برسند که ما درست می‌گفتیم، این مسئله ملاک نیست.در چنین شرایطی این شخص مانند فردی است که مسئله‌ای را حل می‌کند و به استاد خود نشان می‌دهد و استاد می‌گوید جواب شما درست است اما راه حل غلط است. قطعا در چنین شرایطی ملاک تشخیص درست بودن راهمان حجت زمان است و به همین جهت امام در جامعه لازم است و درک اینکه نکته‌ای که مطرح است توسط حجت زمان بیان شده یانه هم راه حلش درک اجماعی است که عرض شد.وی باتأکید بر اینکه اکنون وظیفه هیئت‌ها نسبت به قبل از انقلاب بسیار پیچیده و گسترده‌تر شده است، خاطر نشان کرد: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، شاه به عنوان دشمن دین و انقلاب و فرهنگ مطرح بود، و اکنون درست است که شاه نیست و حاکمیت در دست ماست،اما تهاجمات هم بدتر شده است. دلیلش هم این است که از وقتی حاکمیت به دست ما افتاد احساس خطر استکبار بیشتر شده است و آن همه ابزاری که برای خراب کردن دین مردم ما در زمان شاه به کار می‌بردند، امروز بیش از آن را وارد میدان کرده‌اند. قبل از انقلاب ابزاری مثل اینترنت و ماهواره و کثرت امکان چاپ نبود. آن روزها وقتی می‌خواستند سر در یک سینما صحنه‌ای از فیلم را به نمایش بگذارند، باید نقاش آن صحنه را نقاشی می‌کرد اما امروز تلویزیون به بزرگی تابلوهای سینما وجود دارد یا اصلا صحنه‌های فیلم را زنده نشان می‌دهد و یا بنری در مدت ده دقیقه برای این موضوع به چاپ می‌رسد.بنا براین تهاجمات فرهنگی امروزه بسیار بیشتر شده است و بنابراین انگیزه دفاع از اسلام اگر در آن زمان ۵ بوده امروز باید هزار باشد.استاد حوزه و دانشگاه، با انتقاد از عدم وجود انگیزه در برخی از دست اندرکاران هیئات، نسبت به قبل از انقلاب، گفت: مگر قبل از انقلاب هیئت‌ها را به دلیل جلوگیری از نان و آب توسط شاه برگزار می‌کردیم؟ مگر حرف هیئت‌ها نان و آب بوده که امروز بگوییم الحمدلله حکومت دست خودمان است و دیگر تمام شد. اگر آن روز انگیزه برای حفظ و نگهداری اسلام و جوان‌ها و آماده‌سازی مردم برای ظهور حضرت بقیه‌الله بوده است، امروز ضرورت آن بیشتر است؛چراکه تلاش استکبار برای ضربه زدن به اسلام بیشتر شده است. بنابراین اگر ما در آن زمان یک هیئت، دو هیئت و یا ده هیئت داشتیم که به میدان بیاید و کار کند تا جوان‌ها در دام هجوم فرهنگی استکبار نغلتند و حاضر باشند برای اسلام جان فدا کنند، امروزبه هزاران هیئت نیازمندیم.