بصیرت از دیدگاه امام خامنه ای  مدظله‌العالی مقدمهدر شرایط کنونی کشور عزیزمان، در فضایی که هر روز فتنه‌ای جدید رخ می‌نماید داشتن چراغی درخشان و بدون زنگار برای پیدا کردن راه درست، ضروری است و چه راهی بهتر و روشن‌تر از خط سیری که رهبر معظم انقلاب اسلامی (روحی فدا) نمایان نموده‌اند. برای درک صحیح از این راه درخشان به نظر می‌رسد باید دنبال رهنمودهای گهربار و معظم له دربارة بصیرت باشیم. از این رو عنوان مقاله را «بصیرت از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)» نامیده‌ایم.  معنای بصیرتبصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است.(1) نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند. برخى از اهل معرفت مى‏گویند: «بصیرت قوّه قلبى یا نیرویى باطنى است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیا را در مى‏یابد. بصیرت به مثابه بَصَر (چشم) است براى نفس».(3) میان بَصَر که تأمین کننده نور ظاهرى، و بصیرت که آورنده نور باطنى است، تفاوت بسیار است؛ مانند:1. نور ظاهرى، تنها با بینایى انسان سر و کار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این که فضا را روشن و بینایى انسان را یارى کنند، کارى انجام نمی‌دهند. پس اگر انسانى ناشنوا بود یا در بویایى و لامسه و گویایى خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایى از این قبیل، مشکلاتش حل نمی‌شود. اما نور باطن همه نقص‌هاى (باطنى و معنوى) انسان را برطرف و تمام دردهاى او را درمان می‌کند.در صورتى که باطن کسى روشن شد، ساحت جانش چنان نورانى می‌شود، که هم صحنه‌هاى خوبى را در خواب و بیدارى می‌بیند، هم آهنگ‌هاى خوبى را می‌شنود، هم رایحه‌هاى دل انگیزى را استشمام می‌کند و هم ظرایف فراوانى را لمس مى نماید.(4)2. انسان دو چهره یا دوجنبه دارد: چهره ظاهرى یا مُلکى و چهره باطنى یا ملکوتى، خداوند براى دیدن ظواهر، بَصَر را به صورت بالفعل به انسان داده، بشر از آغاز تولد به کمک آن هر چه را که در شعاع چشم و منظر او قرار گیرد مى‏بیند. اما براى دیدن باطن و شهود ملکوت، قوه نورى را در نهاد او نهادینه نموده به نام «بصیرت»، که تا آن "نور استعدادى" از قوه به فعلیت در نیاید، رؤیت باطن و شهود ملکوت، میسر نخواهد بود.صاحب جامع الاسرار مى‏نویسد: معناى سخن خداوند (نور على نور یهدى اللَّه لنوره من یشاء)،(5) (... و من لم یجعل اللَّه له نوراً فماله من نور)،(6) چیزى جز این نیست که تا نور حق حاصل نیاید و به دل و جان سالک نتابد، بصیرت در او پدید نیاید. نور حق سرمه چشم بصیرت است و تمام تلاش اهل مجاهده براى آن است که مورد عنایت حق قرار گیرند و نور حق بر دل و بر جانشان پرتو افکن گردد.(7)حافظ شیرازى که مى‏گوید:گرنور عشق حق به دل و جانت افتد ـ باللَّه کز آفتاب فلک خوبتر شوى ؛ ناظر به همین نور است. با پرتو افکن شدن نور حق است که سالک از تحیر و تردد مى رَهَد و سرانجام به حقیقت مى رسد.